السيد الطباطبائي ( مترجم : شيروانى )
114
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى )
نقد : ادعاى سيّد سند مبنى بر اينكه ما مفهومى در ازاى لفظ « وجود » در ذهن خود نداريم ، انكار يك امر بديهى است و هركس با مراجعه به خزانهء مفاهيم ذهنى خويش بر بطلان آن گواهى مىدهد . آيا مىتوان پذيرفت كه ما از لفظ وجود چيز نمىفهميم و به هنگام شنيدن اين لفظ به معنايى منتقل نمىشويم ؟ ! و نيز انكار ثبوت عينى و خارجى وجود ، به معناى رويارويى با ادلهء فراوانى است كه اصالت وجود را روشن و اثبات مىكند كه تمام حقايق خارجى ، مصداق بالذات وجود مىباشند . پاسخ چهارم و نقد آن برخى از متكلمان گفتهاند : وجود اگرچه مفهوم ذهنى دارد ، ولى فاقد فرد خارجى و مصداق عينى مىباشد و بنابراين ، وجود در خارج بر ماهيت عارض نمىشود تا گفته شود : « به مقتضاى قاعدهء فرعيت ، بايد نخست ماهيت ثبوت داشته باشد و سپس وجود بر آن عارض شود درحالىكه ثبوت ماهيت جز با وجود امكانپذير نيست . » ايشان معتقدند « وجود » در ذهن ، يك مفهوم گسترده دارد كه مفهوم عام وجود ناميده مىشود و ما در فارسى از آن به « هستى » تعبير مىكنيم . اين مفهوم عام در اثر اضافه شدن به ماهيات گوناگون ، در ذهن داراى حصص و بخشهاى مختلفى مىشود كه زيرمجموعههاى آن مفهوم عام را تشكيل مىدهند . مفاهيمى از قبيل « وجود آهن » ، « وجود طلا » ، هريك ، حصّهاى از مفهوم عام وجودند . هركدام از اين حصّهها دو جزء دارند : يكى مفهوم عام وجود ( - ذات مقيّد ) و ديگرى اضافه و نسبت اين مفهوم عام به ماهيت ( - تقيّد ) ، امّا خود مضاف اليه ، كه طرف ديگر نسبت است ( - قيد ) ، در حصّه داخل نيست و ذكر آن فقط براى بيان تقيّد و اضافه است ، چراكه اضافه قائم به دو طرف مىباشد . از اينجا فرق ميان « حصّه » و « فرد » دانسته مىشود . زيرا حصّه عبارت است از مفهوم عام به علاوهء تقييد ، و فرد عبارت است مجموع مفهوم عام و تقييد و قيد . لازم به توضيح است كه صاحب اين قول ، از طرفداران اصالت ماهيت بوده و